الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

122

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

مىدانيم درشگفتم ! به خدا سوگند ! خواستم كنيزكم را تنبيه كنم وى فرار كرد و ندانستم در كدام يك از اطاق‌هاى خانه نهان شده است » . ائمه عليهم السّلام خود ، اقرار كرده‌اند برخى خبرهايى كه از غيب مىدهند به طريق نقل از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله از جبرئيل عليه السّلام از خداى عزّ و جل بدانان رسيده است . بنابراين ، چگونه ادعا مىشود كه فرد فرد صوفيان در علم و دانش و ديگر امور بر اهل بيت عصمت و طهارت گنجينه‌هاى علم و دانش و جايگاه فرود آمدن وحى ، برترى دارند ؟ ! 5 - بر فرض صحّت كشف ياد شده و علم و دانش و كراماتى كه براى صاحبان كشف مدّعىاند ، لازم مىآيد كه بر بسيارى از معجزات پيامبران و ائمه عليهم السّلام خط بطلان كشيده شود و نه تنها در زمينه آوردن معجزات امكان برابرى و مساوات آنان با پيامبران و

--> استفاده نمىشود . بنابراين ، مناسب‌تر است اين مسأله به خود آن بزرگواران صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين موكول گردد . علامهء آشتيانى رحمه اللّه در حاشيهء خود بر رسائل مىنويسد : ائمه عليهم السّلام از كليهء حوادثى كه رخ داده و رخ مىدهد و رخ خواهد داد ، آگاهى دارند و در شبههء موضوعيّه حاكم ظاهرى مورد سئوال است نه خود شبهه بىآن‌كه ميان علم پيامبر و ائمه عليهم السّلام به‌گونه‌اى كه شيخ انصارى رحمه اللّه يادآور شد ، تفاوتى وجود داشته باشد ، زيرا به ادعاى وى علم حضورى ائمه عليهم السّلام نسبت به كليه موضوعات موجود در خارج ، از علم غيب ويژه ذات مقدس بارىتعالى سرچشمه گرفته است . هرچند به مقتضاى آيهء شريفه ، آنان نيز آگاه به غيب هستند چرا كه با جزم و يقين در زمرهء راسخان در علم و دانش به‌شمار مىآيند و يا به‌گونه‌اى ديگر از مواردى كه وى در رسائل بدان اشاره كرده است گرچه در خصوص چگونگى علم و آفرينش پيامبر و ائمه عليهم السّلام همسويى با كسانى كه بر روايات وارده در اين باب آگاهى دارند ، حق اين است كه معصومين عليهم السّلام به كليهء امورى كه رخ داده و رخ مىدهد و رخ خواهد داد ، آگاهى داشته باشند و جز يك نام از نام‌هاى نيك خداى عز و جّل كه اختصاص به علم بارىتعالى دارد ، ذره‌ّاى از امور ، بر پيامبر و ائمه عليهم السّلام پوشيده نمىماند . اين علم و آگاهى خواه بدين سبب كه از نور پروردگارشان آفريده شده‌اند بر ايشان به وجود آمده باشد و يا مشيّت و اراده و سرچشمهء فيض الهى در حق آنان ، چنين ويژگى را در وجودشان به وديعت نهاده است . بديهى است علم و دانش پيامبران اولوالعزم و فرشتگان مقرّب به علم پيامبر و ائمه عليهم السّلام منته مىشود تا چه رسد به علم و دانش كسانى كه در همهء عوالم پايين‌تر از اين رتبه باشند زيرا پيامبر اكرم نخستين شخصيت عالم وجود و عقل كامل و محض و انسان تمام و كامل است و شگفت‌آور نيست اگر اين بزرگواران بر تمام امورى كه در كليهء عوالم وجود دارد ، آگاهى داشته باشند تا چه رسد به آن‌چه رخ داده و اتفّاق خواهد افتاد كه اين مضمون در اخبار بسيار زياد و متواترى وارد شده و اخبار و رواياتى كه علم و دانش معصومين عليهم السّلام را به‌گونه‌اى ديگر مىداند ، با مطلب ياد شده منافات ندارد زيرا گاهى حكمت ايجاب مىكند كه بيان مطلب به جهت كوتاهىكردن شخص مخاطب و يا نقص او و يا جهات ديگر نظير ترس و بيم و امثال آن ، به نحوى غير از صورت واقعى عنوان شود . افزون بر اين ، ائمه عليهم السّلام در صورت انجام توريه ، به دروغ نيز سخن نگفته‌اند و اگر بيم خارج شدن از چارچوب اين حاشيه بلكه از اين فنّ ، نمىرفت در اين زمينه به تفصيل سخن مىگفتيم . به‌هرحال توفيق نگارش رساله‌اى جداگانه را در اين باب از خدا مسئلت دارم .